السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : فاطمه مشايخ )
246
النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين ( بضميمه زندگانى چهارده معصوم " ع " ) ( فارسى )
مىكند كه خداى متعال از امر نبوّت نيز به او سببى عنايت كرده باشد . 3 - قول خداوند متعال كه فرمود : يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً و اين گونه سخن گفتن از جانب خداوند با او دلالت بر نبوّت او مىكند . امّا بعضى از آنها معتقدند كه او بندهء صالحى بوده ولى پيامبر نبوده است . در اين مورد مىگوئيم : آنچه از روايات استفاده مىشود كه همانطور كه شيخ محدّث ما نقل كرده است اين است كه او اسكندر نبوده است و در زمان حضرت ابراهيم ( ع ) زندگى مىكرده و اوّلين پادشاه بعد از نوح ( ع ) بوده است و امّا استدلال ابو ريحان بيرونى در مورد اينكه او اسكندر بوده خالى از ضعف نيست ، چون مىدانيم كه احوال پادشاهان زمانهاى بسيار قديم ضبط نشده و جز عدّهء معدودى نامى از آنها در تاريخ نمانده است و همچنين ظاهر كلام اهل كتاب كه در تواريخ به حرف آنها استناد شده با هم هماهنگى و اتحاد ندارد و نيز از اخبار استفاده مىشود كه او پيامبر نبوده ، بلكه بندهء صالحى از بندگان خدا بوده كه خداوند او را از جانب خود تأييد نموده است . حذيفه از پيامبر اكرم ( ص ) روايت كرده كه از ايشان در بارهء يأجوج و مأجوج سؤال شد ، فرمودند : يأجوج نام يك قوم و مأجوج نام قوم ديگرى است كه هر يك شامل 400 گروه مىشدند و عمر آنها آنقدر طولانى بود كه هر مرد از آنها آنقدر زنده مىماند كه 1000 مرد از نسل خود را مشاهده مىكرد و همه آنها با خود سلاح حمل مىكردند ، حذيفه مىگويد ، گفتم : اى رسول خدا ( ص ) آنها را براى ما توصيف كن ، فرمود : آنها سه گروه بودند : گروهى مانند نوعى درخت شامى به نام ارز بودند و گروهى طول و عرضشان يكسان بود و اينها آنقدر قوى بودند كه هيچ كوه و آهن نمىتوانست در برابرشان مقاومت كند و گروه سوّم آنقدر گوشهايشان بزرگ بود كه شبها يكى از آنها زيرانداز و ديگرى روانداز آنها بود و آنها از كنار هر چيزى مىگذشتند ، آن را مىخوردند و گروه پيشاپيش آنها در شام و گروه مؤخّر آنها در خراسان بودند و تمام نهرهاى مشرق و مغرب را مىنوشيدند . وهب و مقاتل مىگويند : آنها از فرزندان يافث پسر نوح بوده و نياى اقوام ترك مىباشند . سدى مىگويد : نژاد ترك از نسل يأجوج و مأجوج هستند كه ذو القرنين با ايجاد سدّ